ابراهيم عاملي ( موثق )

274

تفسير عاملي ( فارسي )

امام فخر : كلمه‌ى « ليس » بمعنى انكار است و مركّب است از كلمه‌ى « لا » بمعنى نه و « ايس » بمعنى هست الف « لا » و همزه‌ى « أيس » ساقط شده است و به اين صورت در آمده است . از خليل بن احمد نقل كرده است كه عرب ميگويد : « ائتني به من حيث ايس و ليس » « 1 » . كشف الاسرار نوشته است : معنى « بر » مهربانى است و نيكوكارى و راستى و خوشخوئى « « 2 » قال النّبىّ صلَّى اللَّه عليه و آله البرّ شيء هيّن : وجه طلق و كلام ليّن » و گفته‌اند كه « برّ » اينجا ايمان و تقوى است و اين آيه خود عين دليل است كه همه اشارت است بايمان و تقوى ، و نيز در آن نوشته است : آشنائى صفت مزد و راست و دوست دارى صفت عارف : مزدور همه ابواب « برّ » كه در آيه برشمرديم بياورد : آنگه گويد : آه اگر باد بر آن جهد يا از آن چيزى بكاهد كه آنگه از مزد بازمانم . و عارف آن همه به شرط خويش بتمامى بگذارد آنگه گويد : آه اگر از آن ذرّه‌اى بماند كه آنگه از منزلت باز مانم . بهر چه از راه باز افتى چه كفر آن حرف و چه ايمان بهر چه از دوست و امانى چه زشت آن نقش و چه زيبا مزدور گويد : نماز من ، روزه‌ى من ، زكات من ، و صبر من در بلاها ، و وفاء من در عهدها . و عارف گويد به زبان تذلَّل : من كه باشم كه بتن رخت وفاى تو كشم ديده حمال كنم بار جفاى تو كشم ؟ بوى جان آيدم از لب كه حديث تو كنم شاخ عزّ رويدم از دل كه بلاء تو كشم * ( وَآتَى الْمالَ عَلى حُبِّه ) * - 176 طبرى : از ابن مسعود و ديگران نقل است مقصود از على حبّه اين است كه آدمى با علاقه بمال و كمال بخل و آرزوى زندگى و ترس فقر از سرمايه‌ى خود ببخشد ، و حديث است كه فاطمه دختر قيس به پيغمبر عرض كرد : هفتاد مثقال طلا دارم ، آن حضرت فرمود

--> ( 1 ) يعنى از هر جا كه هست و نيست براى من بياور . ( 2 ) يعنى پيغمبر گفت : نكوكارى آسان است چه آن روى گشاده است و زبان نرم .